آروین و اداره مامانی
اولین سفر آروین
آروین عزیزم
مامان و بابا تصمیم گرفتند روز یکشنبه مورخ 27 شهریور 90 تو رو ببرند به یه سفر کوتاه چند ساعته به آذرشهر
آذرشهر در جنوب غربی شهرستان تبریز است و مامانی در اداره کار اونجا کار میکنه شهری سرسبز و زیبا


ما ساعت 11 به راه افتادیم و به خاله مینا زنگ زدیم که مبادا مرخصی باشه
بابایی شیرینی گرفت و مامانی همه جاده رو نشونت میداد و میگفت که تو همسفر او تو این جاده بودی
به اداره رسیدیم و تو با همه همکار های مامانی آشنا شدی فقط آقای مهندس عسگری (رییس مامانی )رفته بود جلسه و گفتند که بر میگرده
تو زود با همه انس گرفتی و تو بغلشون می خندیدی
مامان و بابایی تصمیم گرفتند تا یه دوری توی شهر بزنند و تو بیشتر با اینجا آشنا بشی
آخر سر هم یه سوغاتی خوشگل برات خریدند

برگشتیم اداره
آقای مهندس اومده بودند تو رو بغل گرفتند و شرمنده کردند برات کادو دادند (البته موقع تولدت برات کادوی خوب آورده بودند ) و تو رو گذاشتند پشت میز ریاست تا حالشو ببری
عکس آروین با مهندس عسگری

آروین پشت میز ریاست

آخر سر هم در جمع صمیمی همکاران نهار صرف شد و ما همراه خاله مینا به تبریز برگشتیم
با تشکر ویژه از آقای مهندس عسگری ،خاله مینا و همه همکارهای خوب مامانی


آروین و اداره مامانی
